عشق، ممنوعهترین واژهی تاریخ ماست
در خردادماه ۱۴۰۴، تنها چند قسمت پس از آغاز پخش سریال مورد انتظار «سووشون» به کارگردانی نرگس آبیار، پخش این اثر ناگهان در سکوت و بدون اطلاعرسانی رسمی متوقف شد. سریالی که براساس رمان برجستهی سیمین دانشور ساخته شده بود و وعده داده میشد یکی از مهمترین آثار اقتباسی دهه باشد. اما چرا چنین سریالی که هم ریشه در تاریخ دارد و هم از حمایت چهرههای معتبر هنری بهرهمند است، ناگهان از جریان نمایش حذف شد؟
جواب غیررسمیای که در محافل هنری و رسانهای شنیده میشود، بهانهای است آشنا:
«پرداختن به مضامین اروتیک و صحنههای عاشقانهی فراتر از هنجارهای تلویزیونی»
اما آیا این بهانه واقعی است؟ و اگر بله، ماجرا دقیقاً چیست؟
🔸 عاشقانههایی که قابل نمایش نبودند
رمان «سووشون» برخلاف بسیاری از آثار کلاسیک فارسی، به شکل صادقانه و بیپرده به تمایلات عاطفی و انسانی یک زن میپردازد. زری، قهرمان اصلی داستان، زنی است با احساسات سرکوبشده، نیاز به امنیت، لمس، گفتوگو و نزدیکی عاطفی با همسرش، یوسف. روابط زناشویی آنها نهتنها بخشی از زندگیشان است، بلکه آینهایست از فاصلهها، ترسها و تنهاییهایی که جامعه به زنان تحمیل کرده است.
در بخشهایی از رمان، زری از لمسنشدن، شنیدهنشدن و دیدهنشدن در رابطهاش با یوسف گلایه دارد. او به یاد لحظههایی میافتد که با اشتیاق به همسرش نگاه میکرده، اما پاسخ سرد یا بیتفاوتی گرفته است. نویسنده این تمنای عاشقانه را با چنان صداقت و عمقی روایت میکند که در فضای بسته فرهنگی امروز، حتی اشارهای تلویحی به آن هم ممکن است سانسور شود.
در رمان آمده است:
«زری دلش میخواست شوهرش او را بخواهد. نه از سر عادت، بلکه از شوق. نه در خاموشی شب، بلکه در روز. در حالی که صدای نفسهایشان در اتاق بپیچد، نه در سکوت.»
این جملهها در سریال نیز احتمالاً با لحنی تصویری، در قالب حرکات بدن، نورپردازی، و سکوتهای بلند، به نمایش درآمدهاند. اما در نگاه رسمی و محافظهکارانه رسانههای تصویری ایران، همین لحظات کافیست برای برچسب اروتیک خوردن و توقف پخش و در نهایت توقیف پلتفرم نماوا.
🔸 جامعهای که از بیداری زنانه میترسد
مشکل واقعی اما نه صرفاً “صحنه عاشقانه” است و نه “نور ملایم اتاق خواب”. مشکل اصلی آنجاست که سووشون قصهی زنیست که بهتدریج آگاه میشود، خودش را میفهمد، و از جبر خانه و جامعه عبور میکند. زنانی مثل زری برای سیستمهای بسته، خطرناکتر از صحنههای ظاهری هستند.
زری از زنی خانهدار به زنی مبارز تبدیل میشود. او از اطاعت کورکورانه فاصله میگیرد، و شروع میکند به اعتراض، به سؤال، به ایستادن در برابر قدرتهای کوچک و بزرگ. او جسارت مییابد به شوهرش بگوید: «من فقط یک همسر نیستم، من خودم هستم.»
و همین جسارت، همان “بیداری زنانه”، چیزیست که سانسور بیشتر از هر چیزی از آن میهراسد.
🔻 نتیجه: سکوتی سنگین، اما نه برای همیشه
توقف پخش سریال «سووشون» را باید نه به دلیل «صحنههای جنسی»، بلکه به دلیل رهایی عاطفی و فکری یک زن دانست. این سریال به درون یک رابطه زناشویی واقعی، انسانی و گاه ملتهب سرک کشیده بود؛ جایی که بسیاری از زنها خودشان را مییابند و صدایشان را میشنوند.
در فضای فرهنگی امروز ایران، نمایش واقعی احساسات، جسارت زنانه، یا حتی گفتوگوی صادقانه بین زن و مرد، هنوز با مقاومت شدید مواجه است. و شاید به همین دلیل، داستان زری –چه در رمان و چه در سریال– برای برخی صاحبان قدرت «بیش از حد واقعی» بود.
اما داستانها راه خودشان را پیدا میکنند. چه از پنجره کتاب، چه از قاب تصویر، چه از زبان زنان نسل جدید.
اگر از این مطلب بهرهمند شدید، آن را با دوستان و عزیزانتان در سایت مثبت.نیوز (mosbat.news) به اشتراک بگذارید و اجازه دهید که بیشتر افراد از این اطلاعات بهرهمند شوند. به یاد داشته باشید که اخبار مثبت میتواند به شما در بهبود وضعیت روحی کمک کند!








